فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

293

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

من ديدم اگر نديد هر بىبصرى * خاك پدرم در كف هر كوزه‌گرى » هر گاه امروز به نمونهء كارهاى كوزه‌گران ايران نظر افكنيم در خواهيم يافت كه در آينده اشخاصى كه به جمع‌آورى آثار عتيق اشتغال خواهند داشت براى خريد كاسه‌هايى ، كه حتى در قرن دهم در ستايش آنها اشعار زيادى سروده شده ، به نيشابور نخواهند آمد . بايد نسل جديدى از كوزه‌گران با نيرويى مردانه قدم به ميدان نهند و كوزه‌هايى به وجود آورند كه الهام‌بخش شعرا باشد و آنها ابياتى نظير ابياتى كه عمر خيام سرود بسرايند تا نام كوزه‌گر را جاودانى سازند . درك آثار عمر خيام در انگلستان و امريكا به وسيلهء ترجمه‌اى كه ادوارد فيتز جرالد از آثار او كرد ، و مىتوان آن را شاهكارى ناميد ، ميسر گشت . اين ترجمه در قلوب خوانندگان جايى براى شاعر ايرانى باز كرده كه هميشه آن را حفظ خواهد كرد . تا نود سال قبل ، او در دنياى مغرب زمين كاملا گمنام بود . تنها دانشمندان ايرانى و كسانى كه در رشتهء ادبيات به اخذ درجهء دكترا نايل آمده بودند وى را مىشناختند . ولى از آن زمان تاكنون دانشجويى در انگلستان و امريكا يافت نمىشود كه نسخه‌اى از ترجمهء آثار او را در كتابخانهء خود نداشته باشد . رباعيات عمر خيام به زبان دانماركى و فرانسوى و آلمانى و سوئدى و ايتاليايى و لاتينى و ييدى « 1 » ترجمه شده ؛ در حالى كه لندن به داشتن باشگاه عمر خيام ، كه در ضمن تشكيل جلساتى ، از خيام ايران و خيام انگلستان ، يعنى فيتز جرالد به احترام ياد مىكند مباهات مىنمايد . مىتوان عمر خيام را « شاعر ايرانى » ناميد كه مردم انگلستان وى را به شاعرى خود اختيار كرده‌اند . مانند ساير آثار نوابغ ، ابتدا هيچ كس حاضر به چاپ ترجمهء فيتز جرالد نشد تا سرانجام كواريچ « 2 » ، ناشر معروف ، بدون ذكر نام مترجم به چاپ آن مبادرت ورزيد و پس از چاپ چون خريدارى نيافت بيشتر آنها را در سبد زباله انداخت و مابقى را هر جلد به بهاى يك پنى به فروش رسانيد . كسانى كه به ارزش ترجمهء فيتز جرالد پى بردند روزتى « 3 » سوين‌برن « 4 » و مرديت « 5 » بودند . ده سال بعد نسخهء تجديدنظرشدهء آن چاپ و منتشر شد . از آن زمان تاكنون به قدرى مردم انگليسى

--> ( 1 ) . Yiddish زبانى مركب از عبرى و آلمانى قديم . - م . ( 2 ) . Quaritch ( 3 ) . Rossetti شاعر معاصر فيتز جرالد . - م . ( 4 ) . Swinburne شاعر معاصر فيتز جرالد . - م . ( 5 ) . Meredith